همیشه دلم می خواسته ذهن تحلیلی و گاه انتقادی ام به دبی رو به نوشته تبدیل کنم اما به هر دلیلی نمی شد ولی از امروز به بعد تصمیم دارم دیدم رو بنویسم تا بعدها بتونم در موردش قضاوت کنم. امثال ما ها با این دید انتقادی و ذهن تحلیل بهترین جای دنیا هم که بریم بازهم بهانه ای جور می کنیم که بشینیم در موردش فلسفه بافی کنیم که تاریخش اله نظام سیاسی اش فلانه زندگی روزمره اینجا بهمانه و ... انگاری دوست داریم این همه تئوری که خوندیم رو یه جا بکار ببریم. اینجا نمی خوام تمام چیزهایی که در مورد دبی فکر می کنم رو بنویسم ولی هر از چند گاهی خواهم نوشت البته شاید با زبان طنز.
اول از همه باید گفتمان جاری رو کمی بشکافم: من هفت سال است که اقامت دبی دارم و این باعث می شد که در سال در زمانهای مختلف چند باری به اینجا رفت و آمد داشته باشم. مثلا تابستون که آدم ها با یه شعله آتیش تو خیابونها راه می رن چون گرما می زنه و موهاشون شعله می گیره! یا مثلا ماه رمضون که رستورانها همه می بندن و این اروپایی های بیچاره گرسنه و تشنه این ور اون ور می دون! یا فصل فستیوالهای خرید که دبی مث یکی از شهرهای سعودی می شه از بس که سعودی می یاد! من ادعایی در شناخت دبی ندارم ولی به چشمم دیدم که در عرض یک هفته یک طبقه از یک برج رو بسازن! دیدم که در فاصله شش ماه یک برج ۳۰ طبقه ساخته شده! و اون موقع با خودم گفتم: اااااا اینکه اینجا نبود!
اینها هم بماند که دبی در منطقه مقام اول از نظر بانکداری، سیستم مالی، بیمه، منطقه آزاد، بنادر، رشد سرمایه گذاری، امنیت، دولت الکترونیک، صادرات، هتلدارای، .....تا بهترین ساحل و مراکز تفریح رو داره.
چند گروه همیشه تو مخ من می رن که بیشترشون دبی رو هم ندیدن این فرآیند چنین شکل می گیره:
(وقتی مریم گلی به ایران می رود)
زنهای مذهبی و کمی تا قسمتی سنتی: به سلام مریم خانوم. رسیدن به خیر. خانواده خوبن؟ (و بلافاصله ولوم صدایشان را کم می کنن و می پرسن): اونجا خیلی فساده؟ همینطور زنهای... تو خیابونها رد می شن؟ زنهای ... از ایران می یارن اونجا؟ همش دارین از این زنهای ... می بینین؟ همش همه دارن لخت راه می رن؟ همش اونجا ساحله؟
مریم گلی: (خیلی ریلکس) نه! نمی دونم من جایی که زندگی می کنم و جاهایی که رفت و آمد دارم که اینجوری نیست! ما با ساحل کیلو مترها فاصله داریم! والا من تو تهران بیشتر از این زنهای ... دیدم (با قهقهه که خجالت بکشه و بدونه که خودشه که داره کنار زنهای ... زندگی می کنه و نه من)
یه زن دیگه مذهبی و کمی تا قسمتی سنتی: (می خواد ماله بکشه رو حرف چرند رفیقش) نه مریم جان ! اونها شب می یان بیرون.
مریم گلی: (تو دلش: مگه اونا خفاشن:) والا من شبا از زور خستگی تو رختخوابم افتادم. حالشو ندارم برم تو خیابونا بشمارم کی بیرونه کی نه!
دسته بعدی زنهایی هستند که تلاش دارن سنتی نباشن ولی عمیقا اصول بی منطقی در ذهن کوچکشان دارن.
اون زنه که می خواد سنتی نباشه: به به سلام! چطوری؟ تپل شدی! خوش می گذرونی دیگه! بابا حالشو می برین تو دبی یا! کاش ما هم می تونستیم بیایم.(بلافاصله) من شنیدم دبی خیلی دیسکو داره؟ اینجوری واقعاً؟
مریم گلی: دیسکو! خب آره مث هر جای دیگه تو دنیا غیر از ایران که همه تو خونه هاشون دارن.
اون زنه که می خواد سنتی نباشه: (فهمید که سوال چیپی پرسیده) راستی کجا می شینی ؟
مریم گلی: فلان جا.
اون زنه که می خواد سنتی نباشه: واقعا !!!! من شنیدم اونجا پره دیسکو و دنسینگه!!!! وای خوشباحالتون!
مریم گلی: (هاج و واج) برای چی؟
بعضی از مردها هم می خوان حرفهای خاله زنکی نپرسن می زنن تو بیراهه.
مردی که می خواد حرفهای جدی بزنه: مریم خانوم ! می دونید که دبی با پول ایرانی ها ساخته شده. اگر ایرانی ها نبودن دبی دیگه هیچی. اونها هر چی دارن از ایرانی ها دارن. همش پول ماهاست. از برکت ایران اونجا پا گرفته. دبی ایها مدیون ملت ما هستند. (کم کم دیگه پای منبر می ره و لفظ قلم حرف می زنه) اگر همین ایرانی ها نبودند و پولهایشان را بازارهای دبی مثل دی تو دی خرج نمی کردند آنها چگونه می توانستند بزرگترین هتلها، بلندترین برجها، بزرگترین مراکز خرید، وسیع ترین مناطق آزاد، بنادر، شبکه های حمل و نقل، شهرکهای رسانه ای و اینترنتی را بسازند؟ چگونه می توانستند این بودجه را فراهم کنند؟ ایرانی ها بودند!
مریم گلی: (تو دلش: آخه احمق چی بهت بگم) نه اینجوریها هم نیست!!! می گیریم ایرانی ها می رن اونجا رخت و لباس می خرن بعضی هاشون هم خونه و ویلا! ولی همش که پول نیست!!! عربها فهمیدن که باید آزادی و امنیت رو.... (مریم گلی می بینه که حوصله نداره).... عربها از ما امنیت رو در سیستم بانکی و مالی که دیگه یاد نگرفتن؟ منطقه آزاد رو که از ما ندزدین؟ شما می دونید بزرگ ترین سرمایه دارن در دبی سعودی ها و انگلیسی ها هستن؟ می دونید ایران در رتبه های خیلی پایین تر قرار داره؟ می دونید پروژه های عظیمی داره تو دبی ساخته می شه که حتی یک ایرانی هم در آن شراکت نداره؟ می دونید هندیها و ترکها به لحاظ سرمایه گذاری از ما جلو تر هستن؟ شلوغ شدن دی تو دی و سیتی سنتر یا منگو و زارا یا خرید دهها آپارتمان در دبی مارینا و بیزینس بی که دلیل سرمایه گذاری نیست!!! (اینجا دیگه مریم گلی اعصاب نداره)
بقیه ماجرا بماند برای بعد...
+ مریم ابریشمکار نوشته است در دوشنبه 30 مرداد1385
|